مجموعه نقد عکس جواد پورسعید
مجموعه نقد عکس جواد پورسعید، آرشیوی زنده و در حال بهروزرسانی از نقد و تحلیل عکسهای مختلف است که با هدف تقویت نگاه عکاسانه، آموزش شیوه تحلیل تصویر و آشنایی عمیقتر با زبان بصری عکاسی گردآوری شده است.
در این مجموعه، نقد عکسهای مختلف از منظر موضوع، محتوا، ترکیببندی، نور، لحظه، فرم و مفهوم بررسی میشوند تا مخاطب تنها با نتیجه یک نقد روبهرو نباشد، بلکه با شیوه دیدن، پرسیدن، تحلیل کردن و فهمیدن یک عکس نیز آشنا شود.
این صفحه بهعنوان یک آرشیو زنده از نقدهای استاد جواد پورسعید، با انتشار هر نقد جدید بهروزرسانی خواهد شد. به همین دلیل، مجموعه بهمرور کاملتر میشود و میتواند مرجعی ارزشمند برای علاقهمندان به نقد عکس، آموزش عکاسی و تحلیل آثار عکاسی باشد.
در ادامه، نقدهای این مجموعه بهترتیب شماره گردآوری شدهاند و با انتشار نقدهای جدید، مطالب تازه نیز به این آرشیو افزوده خواهد شد.
مجموعه نقد عکس 171
نقدعكس
عكاس: بابك اب برين
عنوان: “جهان ديگر چيزي براي از دست دادن ندارد”
منتقد: جواد پورسعید
عكسی كارگردانی شده را شاهد هستيم كه در آن دو دست، نقشه جهان را در هم فشرده و از انتهای آن خون می چكد،دستهای مردانه حكايت از قدرت سياسی دارد كه در طول تاريخ همواره بدست مردان بوده است تا زنان.
دست ها می تواند مربوط قدرت هاي جهاني يا سران كشورهايي باشد كه با روش ديكتاتوري،بيشتر كشورها و مردم جهان را به نابودي كشانده اند،مواد اولیه را از آنها گرفته و بعد محصولات خود را به چند برابر قیمت به آنها می فروشند و از این طریق باز هم قدرت خود را افزایش می دهند.
عنوان عكس كه “جهان ديگر چيزي براي از دست دادن ندارد” نوعی تشویق به مبارزه است،نام كشورها كنايه از كشورهاي واقعي دارد كه چين و چروك شدن آن حكايت از ويراني فيزيكي کشورها وافسردگی روحي مردمان آن دارد،عنوان عکس گویای این است که اگر برای رهایی تلاش کنید،چیزی از دست نمی دهید زیرا ثروت و دارایی کشورهای شما بدست قدرت های بزرگ تصاحب شده است،همچنین خون مي تواند خون مردم بيگناه و سربازان و نيروهاي نظامي باشد.
كادر عمودي بخوبي چشم را از دستان زمخت و خشن،به طرف پايين کادرهدايت مي كند ورنگ قرمز خون،در تقابل با رنگ آبی كشورها،كه نشانه روحيه آرامش خواه توده مردم جهان را دارد،حكايت مي كند. ۲۲ اسفند ۱۴۰۰
مجموعه نقد عکس 170
نقدعكس
منتقد:جواد پورسعید
عكاس:ناشناس
عكسی كه ظاهرا بايد مربوط به كتابفروشی در افغانستان باشد،يكی از افراد طالبان داخل كتابفروشی ایستاده و در حالی كه اسلحه را به پاهای خود تكيه داده است،كتابی را باز كرده و مشغول مطالعه است.
ظاهرا کنتراست یا تضاد باعث شده عكاس اين صحنه را ثبت كند،با توجه به جنگیدن افراد طالبان در کوه ها و دشت ها و اینکه ممکن است سواد چندانی هم نداشته باشند، به صف جنگجویان پیوسته باشند در نتیجه مطالعه کتاب توسط یک طالبان برای عکاس و یا بیننده جالب شده است.
البته اين عكس می تواند جنبه تبليغاتی هم داشته باشد،زيرا غير مستقيم اعلام مي كند كه طالبان خيلی هم ادم هاي خشن و جنگ طلب نيستند و اهل مطالعه،فرهنگ و گفتگو هم هستند.احتمالا اصل عكس مستطيل بوده و برای اینستاگرام در كادر مربع تنظيم شده است.
نكته ديگری كه از طرز نگهداري از اسلحه می توان برداشت كرد غير اصولی بودن یا چریکی بودن تعاليم نظامی انهاست، زيرا اسلحه بايد بر سينه يا پشت شانه اويزان باشد و برای امنیت بیشتر نبايد به اين شكل که امکان سرقت آن هم می رود،نگهداری شود یا نباید لوله به طرف خود شخص باشد.
رنگهاي قرمز،زرد و آبی ملايم كمی از خشونت حضور يك جنگجو با اسلحه،كاسته است و از نظر ترکیب بندی انتخاب كادر مربع و قرار گرفتن شخص در وسط كادر ،باعث شده دائماً چشم بيننده به جنگجوی وسط جلب شود.
سوم اسفند ١٤٠٠
مجموعه نقد عکس 169
عكاس:Filip singer
منتقد:جواد پورسعید
عكسی كارگردانی شده كه در گروه عكسهای تفسيری قرار مي گيرد،درعکس جلوی مانع بزرگ آهنی به رنگ قرمز تيره كه شب را تداعی می کند،فردی به هوا پريده و در سمت چپ كادرنیز،صليب ديده می شود.
با توجه به وجود صليب در سمت چپ،حالت فردی كه به هوا پريده،شبيه مسيح به صليب كشيده،شده است،عكاس كه به نظر می رسد گرايش مذهبی دارد،قصد دارد اين ذهنيت را در بيننده بوجود آورد كه همانطور كه مسيح بالای صليب روحش آزاد شد اين فرد هم در تلاش برای آزادی است.
اين ديوار قرمز رنگ كه برلين شرقی را از برلين غربی جدا مي كرد،با توجه به رنگ قرمزتیره آن،بيننده را بياد ديواربزرگ یک زندان مي اندازد كه تعدادی زیادی زندانی سعی كردند از ديوار عبور كنند ولي نگهبانان آنان را هدف گلوله قرارداده و بقايای خون آنان،دیوار را رنگین نموده است.
كادر افقی بخوبی مرد با پیراهن سفید رنگ را به صليب سفید ارتباط داده است،كوچكی آنها در مقابل ديوار بزرگ،که به نوعی می تواند وسعت ظلم یک حکومت مستبد را بر مردم يك كشورنشان دهد كه که ازایدئولوژیکی خاصی پیروی می کنند و انتظار دارند همه از آنها پیروی کنند.
استفاده ازصليب گرايش مذهبی عكاس را نشان مي دهد والا ميدانيم حكومت مذهبی كليسا در قرون گذشته،چه مردان بزرگ و دانشمندی را به كام مرگ كشيد و صدها سال مردم را در جهل و خرافه نگه داشت. بهمن ماه 1400
مجموعه نقد عکس 168
منتقد:جواد پورسعید
عکاس:ناشناس
در بخشی از یک دیوار قدیمی که شکستگی داشته است،پرنده از لانه خود به دور دست ها نگاه می کند. رنگ کرم دیوار،قدمت آنرا نشان می دهد و تیرگی زیر پایش،حکایت از زندگی چندین نسل پرنده در این آشیانه دارد.
چیزی که به درستی توسط عکاس دیده شده کنده کاری به شکل پرنده نیم رخ در بالای لانه است که پس از گذشت سالها،ترک خورده و دو نیم شده است.
دید عکاسانه عکاس باعث شده در این عکس،نوعی تضاد و هارمونی بین پرنده بی جان و پرنده زنده دیده شود،اینکه هر دو پرنده هستند هارمونی شکلی پدید آمده و اینکه پرنده بالایی زنده نیست و پرنده پایینی حیات دارد،تضاد دو پرنده را نشان می دهد.
کادر عمودی بدرستی توسط عکاس،هم راستا با دو پرنده انتخاب شده است زیرا باعث حرکت رفت و برگشت چشم از پایین به بالا شده است،در پرنده پایینی نشانه هایی از زندگی و در پرنده بالایی طرحی از مرگ بر پیشانی وی دیده می شودخود.
مجموعه نقد عکس 167
منتقد:جواد پورسعید
عکاس:مهرنوش رستمی
عکسی کارگردانی شده که در شاخه فاین آرت قرار می گیرد،در این سبک از عکاسی هر بیننده ،با توجه به دیدگاه و جهانبینی خود،می تواند تأویل خاصی از عناصر و نشانه های موجود در عکس داشته باشد.عنوان عکس “خیال هجرت” نام دارد و همراه با قایقی که معمولا تداعی کننده مسافرت و مهاجرت های غیر قانونی بوده و حالت دستی که تقاضا و کمک را می طلبد و احساسی از یاس ، ناامیدی و ناکامی در رسیدن به مقصد را به بیننده منتقل می کند.
محو بودن دست نسبت به وضوح قایق،احساس بعد را به بیننده منتقل می کند و روشنی سمت راست عکس، تداعی کننده نور خورشید و یادآور گرمای سوزان بر چهره مهاجرانی است که با قایق های ساده قصد مهاجرت غیر قانونی به کشورهای دیگر را دارند.
ارائهٔ عکس در قالب سیاهوسفید، بهخوبی فقدان رنگ و طراوت را در زندگی مهاجران بازتاب میدهد. دریای تیره و سیاهرنگ نیز همچون نمادی از آیندهای تاریک، نامعلوم و مرگآلود جلوه میکند؛ آیندهای که مهاجران، در جستوجوی زندگی بهتر، ناگزیر به سوی آن گام میگذارند.
هرچندگاه، رسانهها روایت تلخ غرقشدن شمار زیادی از آنان، گاه همراه با کودکان، در مسیر مهاجرت از کشورهای آفریقایی و جهان سوم را پیش چشم ما میگذارند؛ روایتی که این تصویر را از یک منظرهٔ ساده فراتر برده و به تصویری از اضطراب، سرنوشت و مرگ بدل میکند.
انتخاب کادر افقی نیز با تأکید بر پهنه و گستردگی دریا، بهدرستی با مضمون اثر هماهنگ شده است. همچنین تقسیمبندی کادر بر اساس نسبت یکسوم به دوسوم، به ایجاد تعادل بصری و تقویت تأکید تصویری بر دریا کمک کرده است. یازده خرداد ۱۴۰۵
مجموعه نقد عکس 166

مجموعه نقد عکس 166
عکاس: فرید صلاحی
منتقد: جواد پورسعید|بهمن 1400
عکس فوق که در ژانرعکسهای صحنه آرایی شده قرارمی گیرد، به کمک مونتاژچند عکس،ساخته شده است،دراین عکس سیاه و سفید،خانمی با لباس سیاه و بالهای بزرگ همراه با موهای پریشان افتاده برصورت،روی صخره ای نشسته است.فیگور کلی وی یادآور نقاشی های دوران قدیم است که داستان هایی از کتاب مقدس را با فرشتگانی با بالهای سفید ترسیم نموده بودندولی،دراینجا وی با لباس و بالهای سیاه دیده می شود که می تواند زمینی بودن وی را حکایت کند.
شخصیت اساطیری
همچنین این عکس یادآور تصویرسازی های بعضی خدایان مردم یونان باستان یا یک شخصیت اساطیری است اما در اینجا بجای مردی تنومند و قوی هیکل،با زنی روبرو هستیم که با توجه حالت و فرم وی،اراده،پایداری،مقاومت و نیرومندی را حکایت می کند که در آن جاذبه جنسی کمتر مطرح است.این موجود سمبلیک ساخته شده که موهایش بر پیشانی ریخته شده،هر چند فاقد بدنی عضلانی است ولی نوع چنگ زدن برسنک سخت آتشفشانی،اراده،عزم وی تلاش برای جابجای یا تغییر،نشان می دهد.
به طور کلی هراثرهنری محصول ضمیرناخودآگاه خالق خود است که طی سال ها زندگی وتحت تاثیرمحیط،نوع کتاب های خوانده شده،نوع موسیقی مورد علاقه،ونوع فیلم های دیده شده و…شکل پیدا کرده است،در نتیجه با تفسیر و تاویل یک اثر هنری می توانیم تا اندازه ای به دیدگاه خاص هنرمند پی ببریم،هر چند درمرحله تفسیریک عکس،ممکن است دیدگاه افراد مختلف راجع به نشانه های موجود در عکس تا اندازه ای به هم نزدیک باشند ولی در مرحله تاویل که خیلی شخصی می شود،به تعداد افراد و با توجه به ذهنیت و جهان بینی خود،می تواند خاص باشد.
در مقام تاویل، با توجه به تحولات جامعه،عکاس با طراحی این صحنه، مقام زن را ارج نهاده و قدرت اراده آنان را برای تغییر،پاس داشته است در اینجا سنگ بزرگ می تواند تدایی کننده قوانین سخت اجتماعی باشد که وی با تلاش و کوشش سعی می کند آنرا از سر راه بردارد،این عکس یادآور مبارزات زنان کشور از صدرمشروطیت تا زمان حاضر است که برای غلبه برقوانین مردسالارانه و آزادی های اجتماعی،مبارزه و حتی جان خود را از دست داده اند.
تمرکزبیشتر بر فرم وفیگور
انتخاب مود سیاه وسفید،باعث تمرکزبیشتر بر فرم وفیگورسوژه شده وانتخاب زاویه عکسبرداری ازپایین،به سوژه عظمت وقدرت بخشیده است.بالها ضمن بیان مفهوم آزادی،با توجه به تیره بودنشان،دارای قدرت و ابهت شده اند،کادرعمودی،استواری وصلابت را تداعی می کند و ابرهای دوردست،طوفانی سهمگین را پس از برخواستن و حرکت این موجود سمبلیک،نشان می دهد که هر گونه تفکر ارتجاعی را در هم خواهد پیچید،این خشم تاریخی درگلو مانده که حاصل قرن ها ظلم برزنان است،به همراه فیگوری که ماهرانه توسط عکاس کارگردانی شده است،چنان تاثیری عمیقی بربیننده می گذارد که امید به پیروزی برسنگ های جهل وتبعیض را،درآینده ای نزدیک نوید می دهد.
مجموعه نقد عکس 165
نقد عکس
عکاس: فاطمه موسویپور
منتقد: جواد پورسعید
عکسی چیدمانشده که از رابطهی مرگ و زندگی در دنیای دیجیتال سخن میگوید. (Vanitas Still Life)وانیتاس به مفهوم پوچی، بیدوامی و فانیبودن دنیای مادی اشاره دارد؛ مفهومی که همواره ذهن بشر را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است،آثار نقاشی به سبک وانیتاس بیشتر دربارهی «مرگ را دریاب» هستند؛ نمادهایی چون جمجمه (مرگ)، ساعت شنی (گذر زمان)، شمع خاموش (عمری که روزی به پایان خواهد رسید) و اشیای روزمره، که مرگ را نه به شکلی ترسناک، آنگونه که در قرون وسطی نمایش می دادند، بلکه بهصورتی آرام و باوقار بازنمایی میکنند.
این سبک از نقاشی یادآوری میکند که روزی خواهی مرد؛ پس از گذرا بودن زندگی زمینی و بیهودگی آن آگاه باش و از لذتها و تلاشهای دنیوی برای کسب قدرت و شکوه دوری کن.
فاطمه موسویپور مانند جمشید فرجوندفردا،تنها به ثبت واقعیت ها نمی پردازد بلکه می خواهد دنیا را از دریچه چشم وی ببینیم در نتیجه به عنوان یک عکاس خلاق،آگاهانه نمادهای دوران فناوری دیجیتال را جایگزین نمادهای کلاسیک کرده است تا به انسان معاصر یادآوری کند که دلخوش به پیشرفتهای عصر دیجیتال و ارتباطات نباش؛ زیرا روزی با گذر زمان ( ساعت دیجیتالی) مرگ به سراغت خواهد آمد.
تفکرات، ایدهها و هویت تو (کارت ملی) از بین خواهند رفت؛ حتی فلش و بانکهای اطلاعاتی که میتوانستند بخشی از دادهها و آثار بهجامانده از تو را حفظ کنند، در جهان پس از مرگ دیگر برایت سودی نخواهند داشت و کم کم نابود خواهند شد.
کتاب، که یکی از مهمترین منابع اطلاعاتی در دنیای قدیم بود، امروزه جایگاه پیشین خود را از دست داده است. حتی سیدی، که زمان زیادی از عمر آن نگذشته، دیگر حرف اول را در دنیای دیجیتال نمیزند و خود به مرگ تدریجی دچار شده است.
صفحهی ترکخوردهی گوشی نیز مرگ و نابودی را حکایت میکند؛ مرگی که فناوری و دنیای دیجیتال را نیز دربر خواهد گرفت.
کادر افقی، بیتحرک و ساکن، آگاهانه انتخاب شده است. رنگ گرم جمجمه، که قدمت و فرسودگی را تداعی میکند، بهخوبی در مقابل رنگ آبی و سرد صفحهی دیجیتال کنتراست بوجود آورده است، پسزمینهی سیاه، مرگ و نیستی دنیای معاصر را با همهی زرقوبرقهایش حکایت میکند و آینهی سمت چپ، بازتابی از درون انسان معاصر است که غرق دنیای دیجیتال شده است.
تأویل عکس میتواند این جملهی آگاهیدهنده باشد:روزی که لیوان به دست، آنقدر محو تماشای صفحهی دیجیتال بودیم، متوجه طعم لذتبخش قهوه نشدیم و آگاه نبودیم که دنیا فانی است و روزی فرا خواهد رسید که مغز متفکر ما نیز به سرنوشت جمجمهی اسکلت روی میز دچار خواهد شد. ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
مجموعه نقد عکس 164
موضوع: انسان معاصر
عکاس:فاطمه موسوی پور
منتقد:جواد پورسعید


























































هیچ دیدگاهی نوشته نشده است.