آموزشگاه عکاسی دارالفنون

آشنایی باپدرعکاسی پرتره درایران

فخرالدینی

فخرالدین فخرالدینــى در ۱۴ اسفندماه سال ۱۳۱۱ در خانواده اى هنردوست، در آذربایجان به دنیا آمد.
پدرش شاعر و عکاس بود. در کودکى به نقاشــى علاقه مند شد و هنوز هم نقاشــى مى کند.
فخرالدینى در ۱۸سالگى عکاســى را نزد پدر شــروع کردوعکاسى پرتره را از وى آموخت و بعــد از تجربه هاى محدودى درایران براى تکمیل آموخته هایش در عکاسى به کشورهاى آمریکا و آلمان سفر کرد.
سه سال درآکادمى سانفرانسیســکو به کارمشغول شدو یک سال ونیم هم باشارکویکســى کار کردکه یکى ازصاحب نظران عکاسى کلن بود و تکنیک بالایى داشــت و در زمینه شــخصیت گرایى در عکاســى پرتره کارکرد.
مطالعــه چندین جلدکتاب و آشنایى باعکاسان مشهورجهان،عامل گرایش وتمایل فخرالدینی به عکاسى پرتره شد.
همچنین در مراسم پانزدهمین سالگرد تأسیس خانه عکاســان، تندیس یادبود زنده یاد «هادى شفاییه» به استاد فخرالدین فخرالدینى که آوازه و شهرتش منحصر به ایران نیست و از چهره هاى صاحب نام عکاسى پرتره محسوب مى شود،اهدا شد.
آنچه در ادامه می آید حاصل گفت وگوى ما با استاد فخرالدین فخرالدینى است.
به عنوان نخستین پرسش همان طور که مى دانیم پدر شما هم شاعر بودند هم عکاس؛ آیا شعر خاصى از پدرتان به یاد دارید؟
شعرهاى پدرم به زبان ترکى آذربایجانى است.
البته پدرم با شهریار دوست بود طورى که شهریار در کتابش براى فوت پدرم قصیده اى سرود
آیا کتابى از شعرهاى پدرتان منتشر شد؟ بله؛ کتابى با عنوان «خســته هجــران» از او منتشر شد.
شما چند فرزند هستید؟
ما چهار برادر هستیم؛ من، فرخ، فرهاد و فاروق.
به واسـطه اینکـه پدرتـان عکاس بودنـد، اولیـن برخورد شـما بـا ابزار پدرتان چگونه بود؟
در ۱۷ ســالگى پــدرم دوربینى داشــت که مارک کوخ آلمانى بود. یک روز که پدرم به دیدار دوستانش رفته بود من فرصت را غنیمت شمردم و از دوست پدرم هاشم آقا عکس گرفتم. این اولین عکسى بود که من در زندگى گرفتم.
آیا پدرتان از شما خواست که عکاسى کنید؟
نه؛ من خودم خواســتم که از هاشم آقا عکس بگیرم. خلاصه عکــس را گرفتــم؛ ناگفته نماند آن وقت ها فیلم نبود و ما روى شیشــه عکاســى مى کردیم؛ شیشه هایى در اندازه هاى ۲۴X18 یا ۱۳X18؛ وقتى عکس را از او گرفتم دیدم عکس به اصطلاح عکاسان درآمده و خوب شده. وقتى پدرم آمد گفتم عکس را ببین و او گفت خودت گرفتى؟ من پاسخ دادم بله. او خوشش آمد و گفت خوب شده و این اولین عکس زندگى ام بود. البته ناگفته نماند من از ۱۱ سالگى نقاشى مى کردم، فردوسى را در همان سن کشیدم.
از کتاب استاد رسام ارژنگى؟ بله، به جرأت مى توانم بگویم که آقاى رســام ارژنگى یکى از پرقدرت ترین نقاشان ایران بودند. البته بعد که ما به تهران آمدیم یک سال هم رفتم مدرسه کمال الملک که آقاى کریمى مدیر آنجا بود. مقداری هم مینیاتور کار کردم و دستم برای روتوش خیلى راحت بود. بعد چند مجله خارجى را مطالعه کردم و اطلاعات بیشــترى در عکاسى کســب کردم و تحت تأثیر اســتایکن، کارش و هالنزمن قرار گرفتم. این شد که عکاسى، ناگهان زندگى من را عوض کرد.
پدر شما هم عکاسى پرتره مى کرد؟
بله؛ همین طور اســت. مى دانید که پیدایش عکاســى از پرتره شــروع شــد و در طول تاریخ، تصویربرداران و فیلمبرداران زیادى از عکاســان پرتره الهام گرفتند. چطور و چرا به خارج از کشور رفتید؟ خوب پیش خودم فکر کــردم که حتما مفید خواهد بود تا ببینم در جاهاى دیگر دنیا در زمینه عکاسى چه خبر است و چه کارهاى صورت گرفته است. ابتدا به آمریکا رفتم و پس از آن یکسال و نیم با شارکویکســى که یکى از عکاسان خوب کلن آلمان بــود و عکس هاى عریض شــرکت هوایى لوفتانزا هم کار او بود، کار کردم که این دوربینی که الان دارم از او هدیه گرفتم. چطـور شـد کـه نـزد یوسـف کارش رفتید؟) Yousuf Karsh) در سفرى با فرهاد به آمریکا رفته بودیم؛ به او گفتم که مى خواهم کارش را ببینم و با فرهاد به اتاوا در کانادا سفر کردیم که روز اول کارش آنجا نبود و خلاصه چند روز بعــد او را دیدم در هتلى که استودیو کوچکى در آنجا داشت و در همانجا زندگى مى کرد. چرا در هتل؟ اتفاقــا کار زیرکانه اى کرده بــود؛ چون در آن هتل سیاســتمداران و بزرگان مى آمدند و او همان جا آن هــا را به اتاقى در طبقه ششــم هتل دعوت مى کــرد و از آن هــا عکس پرتره مى گرفت. برایم تعریف مى کــرد اولین بار که مى خواست از چرچیل عکاسى کند، چرچیل بسیار بى حوصله بود و به کارش گفته بود فقط یک عکس اجازه دارد بگیرد و او یک عکس از چرچیل گرفته بود با سیگار برگى در دست و ناگهان رفته و سیگار برگ را از دست چرچیل گرفته بود و چرچیل هم که از جرأت و جسارت کارش خوشــش آمده اجازه داده بود تا تعداد بیشــترى از او عکس بگیرد و کارش مى گفت که آن عکس زندگى او را عوض کرد. آیا در عکاسى پرتره عکاس فقط به ثبت یک لحظه مى پردازد یا چیزى بیشتر از یک لحظه براى عکاس مهم است؟ به نظــر من بــه غیــر از ثبت یــک لحظه، مى تواند شــخصیت و افکار آن فــرد را نیز در عکس او نشان داد. چطور مى توان به شـخصیت پردازى از یک سوژه پرداخت؟ مــن هیــچ گاه در برخــورد اول، عکس را نمى گرفتم؛ همیشه در طول جلسه یا برخورد چنــدم، بعــد از شــناخت حالت هــا و فیگور سوژه هایم از آن ها عکاســى مى کردم. با آن ها صحبت مى کردم و ســوژه را بررسى مى کردم مانند فریدون مشیرى، سایه و … این همان تفاوت عکاســى من اســت؛ چون عکس من به درون آدم ها مى رود. روزی با دوست قدیمى ام مرحوم کاتوزیان نشسته بودیم و صحبت مى کردیم. گفتم که عکاسى پرتره کمى نقاشى پرتره را تضعیف کرده اســت؛ چون هنگامى که شما یک عکس پرتره خوب مى گیرید در بعضى مواقع بسیار بهتر از نقاشى همان پرتره مى تواند حالت ها را نشان دهد؛ چون شــما در نقاشى در حدود چندین جلسه از یک فرد نقاشى مى کنید و احتمال اینکــه در آن چند جلســه حالت فرد تغییر کند بسیار است. من هنوز بر روى تکنیک و کیفیت عکس هایم کار مى کنم چون وســعت زیادی در عکاسى مى بینم. چرا سیاه و سفید؟ چون بیننده در عکس ســیاه و سفید بیشتر کنجکاو مى شــود؛ ولى در عکس رنگى، شــما با یک نگاه به تمام جزئیات پى مى برید. گذشته از این، عکس سیاه و سفید ماندگارتر است و کیفیت عکس بیشــتر و بادوام تر مى ماند؛ ولى در رنگى، کیفیت عکس کمتر اســت و زودتــر رنگ ها در عکس آسیب مى بیند. نقـش نـور را در عکاسـى چطـور ارزش گذارى مى کنید؟ به نظر مــن نور یــک موهبــت الهى اســت. شــخصیت پردازى را با نــور بهتر مى تــوان انجام داد؛ مثــلا در بعضــى عکس هایم، نقــش نور در شخصیت پردازى را به دقت بررسى کردم و به نکات مهمى در شخصیت پردازى درست دست یافتم. آیا هیچ گاه وسوسـه شـدید از یک فرد عادى عکاسى پرتره انجام دهید؟ بله، مثلا بهلول که سوژه نقاشى هاى آقاى کاتوزیان بود. من به خاطر چهره جالب او و نه به خاطر شهرتش از او عکاسى کردم و امیدوارم در کتاب جدیدم، عکس پرتــره اش را چاپ و منتشر کنم؛ ولى خب بیشتر به سمت عکاسى از افراد مشهور رفتم. آیا افرادی بودند که شما دوست داشتید از آن ها عکاسـى کنید، ولى نشـد و از این دنیا رفتند؟ بله؛ چند نفر بودند که من دلم بسیار سوخت که نتوانستم از آن ها عکس بگیرم؛ دکتر حسابى که در اواخر حیات ایشــان، من در آمریکا بودم یا بزرگانى مانند على اکبر دهخدا یا نیما یوشــیج. یا مثلا عکسى که از شــاملو گرفتم؛ ۲۰ روز بعد او از دنیا رفــت. در هنگام عکاســى از او، آقایان دولت آبادى و ســپانلو هم با من بــه کرج آمدند. شاملو حالش چندان خوب نبود و وقتى که آقاى دولت آبادى از او چیزى مى پرسید و شاملو شروع به پاسخ دادن مى کرد در یک لحظه مناسب عکس را گرفتم. در حقیقت فکر نمى کردم عکس خوبى از آب درآید؛ اما هنگامى که فردا آن را چاپ کردم بسیار از عکس راضى بودم. جدیدتریـن عکـس را از چـه کسـى گرفتید؟ از اســتاد گلپایگانى و همچنین عبدالوهاب شهیدى که با دوربین رولى گرفتم. در مورد عکاسى آنالوگ و دیجیتال چه نظرى دارید؟
ببینید، عکاسى با آنالوگ شروع شد و مانند تفاوت بین فرش دســتى و ماشــینى اســت؛ اما عکاســى دیجیتال به شــما ســرعت عمل مى دهد، ولى به شــما فرصت تفکــر و دانش عکاسى نمى دهد. مانند عکاسى خبرى؟ بله، دقیقا؛ اما در عکاسى آنالوگ حسى که در عکس مى بینید بسیار بیشتر از عکاسى دیجیتال است؛ چون در عکاســى آنالوگ شما محدودیت فریم دارید به فکر مى افتید تا عکس خوب تهیه کنید و فیلم ها را هدر ندهید و همین عامل فکر کردن باعث پیشرفت شما مى شود.
چرا به وطن باز گشتید؟
عاشــق وطنم هســتم، من اینجا فخرالدینى شــدم. در غرب هیچ ارتباط عاطفــى و فکرى با آن ها نداشتم. اگر موافق هستید به سراغ نقاشى هاى شما برویم. چه شد فردى که در عکاسى، پدر عکاسـى پرتـره در ایران محسـوب مى شود، در نقاشى به سراغ پرتره نمى رود و طبیعـت را بـراى بـه تصویر کشـیدن انتخاب مى کند؟ وقتى در عکاسى مى توانم پرتره را آنقدر خوب و مناسب به تصویر بکشم، نیازى نمى بینم که در نقاشى به سراغ پرتره بروم. پس به سمت طبیعت و طبیعت گرایى رفتم و ســعى کردم طبیعت را آن طور که هست و حتى زیباتر به تصویر بکشم. البته داشتن دوستانى مانند مرحوم کاتوزیان نیز به من کمک بزرگى کرد.
آیا در عکاسى هم به سراغ منظره رفته اید؟
بله؛ مثلا عکس هایى از تخت جمشید گرفتم که بسیار خوب شدند. نقاشـى معاصـر ایـران را در فضـاى دانشگاهى و نمایشگاهى چطور مى بینید؟ من با نقاشــى مدرن مشــکلى نــدارم؛ ولى احســاس مى کنم نقاشــى هاى مدرن امروز به نوعى راحت طلبى است و نقاشان حوصله تولید اثر در زمان مناسب را ندارند و فورا مى خواهند به پایان تولید اثر برسند.
وضعیـت دانشـگاهاى هنـر را چطـور مى بینید؟
یک عده براى گرفتن مدرک مى آیند و مى روند؛ اما من همیشه معتقدم که اگر عاشق هنر نباشید هنرمند نمى شوید و فقط وقت گذرانى مى کنید. آیـا در فکـر تولیـد کتابـى از آثـار نقاشیتان هستید؟ بله. نمایشگاه نقاشى که سال گذشته برگزار کردید چطور بود؟ خیلى خوب بود و تقریبا سه ســالن پر شده و اســتقبال خیلى خوبى از آثارم شده بود؛ خیلى ها متعجب بودند که در نقاشى این طور و در این سطح کار مى کنم. البته هنوز یاد مى گیرم و تجربه می کنم. اگر یک بار دیگر نیز به دنیا بیایید، آیا باز هم همین راه را انتخاب مى کنید؟ بله؛مطمئنم کــه همین راه را طى مى کردم و بســیار از راهى که طى کــردم و از زندگى ام راضى هستم

۰ پاسخ در "آشنایی باپدرعکاسی پرتره درایران"

ارسال یک پیغام

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

X