عکس افقی رنگی با کیفیت پایینی را شاهد هستیم که درسمت راست کادر تابلوی دبیرستان فردوسی به حالت کج دیده میشودوروی آن آثار گلوله دیده میشود .روی تابلوی کنارآن آثارسوخته گی دیده میشود.در وسط کادر خانمی میان سال با مانتوی مشکی که یک دست خود را به تابلو گذاشته و در دست دیگرش ساک کهنه قرار دارد.در سمت چپ کادر،خانه نیمه ویرانی قرار دارد که در کنارآن درخت های نیمه خشک و نامنظم قرار دارد.جاده ای خاکی بین خانم وآن خانه قرار گرفته است.
قراردادن دست روی تابلو،دلبستگی خانم را به مدرسه یا محیط آموزشی می رساند وگویی آخرین وداع خود را با آنجا میکند. ساک در دست ،جای گلوله ها ،کج شدن تابلو و ویرانی خانه ودرختان نا منظم حکایت ازجنگ ومشکلات ناشی از آن وشاید سفری بی بازگشت برای وی باشد.وجود جاده خاکی دور بودن این منطقه را از شهررا نشان می دهد.
جملات فارسی تابلو مخصوصا” فردوسی” کشوری که این اتفاق در آن افتاده است را بخوبی نشان می دهد .آیا او معلم یا مدیر دبیرستان است که آخرین وداع خود را میکند؟ آیا وداع از روی اجباراست؟آیا خاطرات تلخ و شیرینی که از بچه ها دارد رابا خود خواهد برد وذهن این زن جنگ زده را همواره مشغول خواهد نمود؟
یک عکس یادگاری نیمه حرفه ای با کیفیت پایین ولی مستند حاشیه جنگ که حال و هوای آن با جنگ و ویرانی هماهنگی دارد.

نقد و تحلیل این عکس توسط استادجوادپورسعید مدرس رشته عکاسی آموزشگاه عکاسی دارالفنون وابسته به سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی انجام شده است.