در عکس عمودی رنگی ،یک مرد میان سال هندی،سواربر سه چرخه دیده میشود وی ضمن سوار کردن دو مسافر،بچه ای نیز در بغل دارد.او آستین های خود را بالا زده و دمپایی بدون جوراب به پا دارد.در سمت راست کادر،زنی هندی با لباس سبز وکیسه ای در دست دیده میشود.درانتهای کادر، تابلوی تبلیغاتی،تعدادی درخت، بخشی از معماری هند دیده میشود.هوا آفتابی است و سایه سرعکاس نیزدرپایین کادردیده میشود.
درابتدا سختی و تلاش مرد مسافرکش جلب توجه میکند که موضوع تازه ای نیست و در خیلی ازعکسهای مستند کشورهند،دیده میشود ولی وجود دو عامل عکس را به یک عکس شاخص،تبدیل میکند.عامل اول بچه ای است که در بغل مرد دیده میشود.آیا او به آرزوهای ازدست رفته فکرمیکند؟ آیا به فکر غذای کودک وبقیه مشکلاتی است،که پیش رو دارد؟ البته عامل دومی که شاید بطوراتفاقی درعکس ثبت شده باشد ولی خیلی توجه ما را به خود جلب میکند،زنی است که بالباس سبزدرعکس دیده میشود.آیا میتوان او را به نوعی نمادین،مادرکودک تصورکرد؟لباس سبزی که به تن دارد نشانه رشد،سبزی و آبادانی است.
چشمهای خیره و متفکر مرد یک ضلع مثلثی را میسازد که دو ضلع دیگرآن زن و کودک است که کانون خانواده را می سازد. تضاد بین مسافرانی که راحت نشسته اند و تلاش وکوشش مرد بچه دربغل،موضوعی است که بیننده در نگاه اول متوجه آن می شود.
عکس مستندی که به زیبایی بامخاطب ارتباط برقرارمیکند و رنگی بودنش به مفهوم عکس کمک کرده است،همچنین استفاده از لنزواید،چشم بیننده را بهتربه عناصرداخل عکس هدایت میکند.

نقد و تحلیل این عکس توسط استادجوادپورسعید مدرس رشته عکاسی آموزشگاه عکاسی دارالفنون وابسته به سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی انجام شده است.

عکاس: رضاخاکسار