آموزشگاه عکاسی دارالفنون

نگاهی بر سریال گمشده

نویسنده: اسماعیل فلاح پور آموزش کارگردانی با اعطای مدرک معتبر مرکز آموزشهای هنری و سینمایی دارالفنون

مقاله ای که مشاهده می فرمائید “نگاهی بر سریال گمشده“به قلم اسماعیل فلاح پور،کارگردان،مولف ،محقق ومدرس سینما نگارش شده است.
استاداسماعیل فلاحپور مدرس رشته کارگردانی آموزشگاه سینمایی دارالفنون از کارگردانان برجسته کشور می باشند.

 

 ” نگاهی بر سریال گمشده “

 

 

جک بندر کارگردان سریال گمشده
        

 

مشخصات سریال:

محصول شبکه ای بی سی

سال تولید: سپتامبر ۲۰۰۴

تهیه کنندگان تلویزیونی مولف: جی جی آبرامز، دیمون لیندلوف، جفری لیبر

نویسندگان: دیمون لیندلوف (۴۵ قسمت)، کارلتون کیوز (۳۹ قسمت)، ادوارد کیتسیس (۲۱ قسمت)، آدام هاروویتز (۲۱ قسمت) و…

کارگردانان: جک بندر (۴۲ قسمت)، استیون ویلیامز (۲۶ قسمت) و…

کارگردان قسمت اول و دوم: جی جی آبرامز

بازیگران: متئو فاکس،اوانجلین لیلی، جاش هالووی، نوین اندروز، تری او کوئینو …

تهیه کنندگان اجرایی: جی جی آبرامز، دیمون لیندلوف، برایان برک و…

«پرواز شماره ۸۱۵ هواپیمای اقیانوسیه، در مسیر استرالیا به لوس آنجلس به هنگام عبور از فراز اقیانوس آرام، به جزیره مجهول المکانی سقوط می کند. ۴۸ نفر از بازماندگان این پرواز هستند که باید برای زنده ماندن همکاری مشترکی داشته باشند. آن ها توسط پدیده های مختلفی از خرس های قطبی گرفته تا ساکنان بدخواه و مرموز و ناپیدای جزیره و… مورد تهدید قرار می گیرند. جدال آن ها برای بقاء، رخدادهای فصل اول را شکل می بخشد.» (لاست fa.wikipedia.org/wiki/)

گمشده، فراتر از یک سریال موفق تلویزیونی است. در حقیقت با شروع قرن بیست و یکم و روی آوردن گسترده شبکه های اینترنتی به تولیدات نمایشی، ظهور سریال گمشده یک انقلاب به تمام معنا بود.  بدون اغراق، تعداد کثیری از مخاطبان جهانی توسط این سریال، علاقمند و پیگیر تولیدات نمایشی شدند. در کشور ما نیز مخاطبان زیادی با دیدن سریال گمشده، از تماشاگران پروپاقرص سریال های غربی گشتند. گمشده، همچنان که از خلاصه چند خطی داستانش پیداست، متعلق به ژانر درام و حادثه می باشد. اما گمشده فراتر از این حوزه گام می گذارد.

«داستان ساخت این سریال در ژانویه ۲۰۰۴ آغاز شد. زمانی که لوید براون به ای بی سی رفت و درخواست فیلمنامه ای براساس رمان سالار مگس ها، فیلم معروف دورافتاده و سریال تلویزیونی جزیره گیلیگان ارائه داد. براون با جی جی آبرامز تماس گرفت که با تاچ استون استودیوز برای نوشتن پیش نویس داستان قرارداد داشت و پیش از این، سریال تلویزیونی الیاس را نوشته بود. آبرامز گفت که داستان، فراطبیعی خواهد بود. وی با دیمون لیندلوف برای همکاری در ساختن شخصیت ها تماس گرفت. لیندلوف و آبرامز قبلا با هم سریال کتاب مقدس را کار کرده بودند. آن ها با هم قصه اصلی را برای ۴ یا ۵ فصل طراحی کردند. دو قسمت اول سریال بیشترین هزینه را در تاریخ شبکه های تلویزیونی دربرداشت. قسمت های آزمایشی این سریال، روز ۲۴ ژوئیه ۲۰۰۴ در کامیک کان سندیه گو پخش شد.» (لاست fa.wikipedia.org/wiki/)

داستان سریال گمشده مملو از اشارات اسطوره­ای، افسانه­ای، انجیلی و فلسفی است. سه خالق اصلی سریال به ترتیب اهمیت، جی جی آبرامز، دیمون لیندلوف و جفری لیبر از گرایش به قصه های شگفت انگیز ماورایی برخوردار بودند. سریال گمشده سرشار از سوالات پیچیده و غریب است. هنوز پس از گذشت یک دهه از پخش سریال، سوالات بسیاری در مورد قصه ها و شخصیت هایش بر زبان مخاطبان جاریست. نکته قابل تامل اما چیز دیگری است، برای نخستین بار در تاریخ مجموعه های تلویزیونی، گمشده توانست سطح توقع مخاطب چنین مجموعه هایی را بشدت بالا برده و استانداردی جدید برای تولیدات پس از خود ایجاد نماید. اگرچه یکی از پر بیننده ترین سریال های تاریخ تلویزیون محسوب می شود اما به هیچ وجه عامیانه و کلیشه ای نیست و حتی از فضای قصه های رمانتیک و کمیک نیز به دور است. گمشده، نشان از تحولی عظیم در شیوه روایتگری قصه بر مبنای شخصیت های متعدد و وقایع پی در پی و مسلسل وار دارد. ما در جزیره ای عجیب و مرموز، گیر افتاده ایم که خواصی خارق العاده دارد. در هوای گرمسیری استوایی، خرس های قطبی در آنجا زندگی   می کنند و نشانه هایی از بی زمانی و بی مکانی در جای جایِ جزیره رویت می شود. تعلیقی مداوم که برای لختی نیز مخاطب را آسوده نمی گذارد. کمتر کسی هست که بتواند پس از شروع سریال، از پیگیری آن دست بردارد. می توان گفت آنچه در مورد جادوی قصه گویی و تاثیر سحرانگیز روایت ها در تاریخ بشر و نیز رسانه ها در حافظه داریم، همگی در گمشده جمع گشته اند. برای مخاطبِ بی حوصله دوران پسامدرن که با نماهنگ های چند دقیقه ای توسط موسیقی های ضربی، بمباران ذهنی می شود، دیگر نمی توان از قصه های آرامش بخش و اخلاق گرای کلاسیک در فیلم ها و سریال ها بهره جست.

مخاطب کنونی، نیازمند سرعت و پیچش های پی در پی دراماتیک، دلهره زا و نفس گیر است، همه آنچه که گمشده با قصه های رازوار تکان دهنده اش، در اختیارش می گذارد. تاثیر آشکار عملکرد خالقان جوان سریال گمشده در تولید چنین مجموعه جسورانه ای، کاملا مشهود است. می توان گفت برای شناسایی عملکرد پدیده تهیه کننده تلویزیونی مولف یا خالق و تاثیر آن بر انسجام تماتیک و ساختاری سریال ها، گمشده مثالی عالی است. برآیند اتاق فکر نویسندگان گمشده آنچنان لبریز از ایده های نو و پیچش های غیر منتظره است که مخاطبان سریال در ازای گشودن هر گره ای در داستان، به چندین و چند گره دیگر برخورد می کند. خلق چنین دنیای سراسر مرموز و چند لایه ای و مخاطبان درگیر و سخت پسندی که مجبور اند سر از رازهای ناگشوده اش درآورند، گمشده را به یکی از بهترین سریال ها در پرورش مخاطب غیرمنفعل و جستجوگر، تبدیل نمود. مخاطبی که دیگر مصرف کننده صرف نبوده، بلکه با مشارکت فعال خویش در گشودن معماها، به تعامل با متن می پرداخت. بدیهی است هیچ کدام از این موارد محقق نمی گشت مگر با حضور تهیه کنندگان مولف مجموعه که اینبار، در مقام تهیه کنندگان اجرایی نیز، بر اجرای وسواس گونه همه ایده ها پافشاری می نمودند.«گروه نویسندگان سریال گمشده، در خصوص نگارش فیلمنامه این اثر گفتند: شروع کار ما با رودروئی ایده ها آغاز شد. ما می دانستیم که این ایده ها فقط طرح هایی کلی هستند، اما در مورد چگونگی رسیدن از نقطه الف به نقطه ب مسیر را پیدا کرده بودیم و در ادامه کار، فصل ها را به شکل اپیزودیک مجزا کردیم و بالاخره دریافتیم که هر قسمت از کجا شروع و در کجا خاتمه می یابد.»

(YouTube.The Hollywood Reporter_interview with TVCreators/Lost)

گروه نویسندگان سریال گمشده با بیان اینکه در ابتدای نگارش این مجموعه تلویزیونی با مشکلاتی مواجه  بوده ایم افزودند: «در ابتدا با تغییراتی در قالب شخصیت های اصلی مواجه بودیم. غالبا برای حل مشکلات فیلمنامه، مجبور بودیم ساعت ها زمان صرف کنیم وایده ها را بررسی نماییم و جالب است بدانید راه حل یکی از دشوارترین مشکلات مان در خواب به یکی ازما الهام شد.»(YouTube.The Hollywood Reporter_interview with TVCreators/lost)

دو اپیزود ابتدای مجموعه که بعنوان اپیزود راهبردی در ژوئیه ۲۰۰۴ پخش گردید، به کارگردانی یکی از تهیه کنندگان تلویزیونی مولف سریال، جی جی آبرامز کارگردانی شد. دو اپیزودی که رقمی بالغ بر ۵ میلیون دلار روی دست شبکه گذاشت و حتی تا مرز تعطیلی کار پیش رفت اما تولیداتِ دیگر شبکه، توانست به دادشان برسد و ادامه تولید را میسر گرداند. تعدد شخصیت ها و نیز معرفی موقعیت های مکانی و دراماتیک قصهنمی توانست چونان عرفِ متداول اپیزودهای راهبردی، در یک قسمت خلاصه شود. بنابراین اپیزود راهبردی سریال گمشده، در دو قسمت یک ساعته ساخته شد. بازخورد فراوان منتقدین و مخاطبان توانست تولید سریال را تسریع نماید. بنابر ادعای دانشنامه آزاد گمشده، اپیزود راهبردی مجموعه، بالغ بر سه و نیم میلیون بازدید داشته که رقم قابل توجهی است.

سبک شناسی گمشده

جی جی آبرامز، قسمت صفر را با نمای بسیار بسته چشم جک شپرد آغاز می کند. انگار با گشودن چشم او دنیای پر از توهم و عدم قطعیت گمشده آغاز می شود و به شکلی هوشمندانه با نمایی مشابه و اینبار با بسته شدن چشمان جک شپرد، سریال در انتهای فصل ششم خاتمه می یابد. در فاصله گشودن چشمی بر جهانی برزخ گون تا بسته شدن همان چشم، پا به دنیای رازآلود گمشده می گذاریم. انگار که خوابی آشفته دیده ایم. جهانی که نه مقید به زمان است و نه مکان، سفری پر از شگفتی و اعجاب. اینکه برای اولین بار چنین مضامین فلسفی و قابل تاویلی در یک سریال تجاری طرح شده، موید این نکته است که دورانی جدید و طلایی در عصر سریال سازی آغاز گردیده است. از همین روست که سریال گمشده را انقلابی در مجموعه سازی بر شمردیم. سریالی که توانست کلاس ساختاری و مضمونی اش را در سطحی بالاتر از انتظارها نگاه داشته و در عین حال به رقم چشمگیر شانزده میلیون بیننده در امریکا برسد. یک موفقیت همزمان، تجاری و هنری.

نمای لانگ شات نقطه دید جک شپرد پس از به هوش آمدن، ما را به گونه ای استعاری، وارد دنیایی واژگونه می گرداند. درختانی سر به فلک کشیده با پرسپکتیوی اغراق شده که شروعی قدرتمند برای دور کردن مخاطب از واقعیت گرایی صرف است. بلافاصله با ورود او به ساحل، با شنیدن صداهایی در هم آمیخته از ناله و فریاد افرادی که دیده نمی شوند، توهم مخاطب شروع به شکل گیری می کند. سپس نشانه های فراوانی از واقعیتی قلب شده وناهمخوان با واقعه سقوط هواپیما به چشم می آیند. قطعات بزرگی از هواپیمای متلاشی شده بر ساحلی زیبا و استوایی و جمع کثیری از بازماندگان سقوطی هولناک. زنی حامله در وضعیتی نه چندان بحرانی و کودکی که به دنبال سگ خویش روان است و انگار بازیگوشی می کند. مردی کراواتی و شیک بدون آثاری از جراحت و… آیا این نمی تواند سرآغاز هبوط بشر از ناکجا باشد؟ تصاویر علیرغم کشش فراوانی که در مخاطب ایجاد می کنند، همواره او را به معانی پنهان در پس خویش، رهنمون می سازند. می شود گفت مرز باریک مابین تصویر و معنا به گونه ای منحصر بفرد در هم آمیخته گشته است و این همه، برای آغاز سریالی تجاری و مخاطب پسند اعجاب برانگیز است. قدرت خیالپردازانه آنچه در پی می آید، هر بیننده ای را مسحور خویش  می سازد. انسان هایی که به مکانی ناشناخته پرتاب گشته اند و از آنچه در پیرامونشان در حال وقوع است هیچ شناختی ندارند. پتانسیل بالای قصه که حاصل ایده بکر طراحان آن است، امکانش را فراهم ساخته تا علیرغم پراکندگی های بسیار زیاد، وحدتی مضمونی داشته باشند. یکایک شخصیت هایی که قرار است در شش فصل آینده و در ۱۲۱ قسمت پنجاه دقیقه ای، ما را به دنیای پیچیده خود فراخوانند در همین دو قسمت آغازین، معرفی می شوند. تمامی عناصربرای جذب مخاطب از ابتدا فراهم شده است، حادثه ای بزرگ و غیرمترقبه، دنیایی ناشناخته اما بشدت جذاب و دیدنی، هجوم عناصر تهدید کننده عجیب و نامانوس و  شخصیت هایی متضاد و از تیپ های مختلف اجتماعی در کنار هم، از زن حامله وکودک و پیر مرد گرفته تا دکتری متخصص و نظامی کار کشته و… بهترین سرآغاز برای مجموعه ای موفق و پرآوازه را تدارک دیده اند. با اینکه بیشتر بازیگران سریال در زمان پخش آن، چندان شناخته شده و بقول معروف چهره نیستند، اما با بازی هایی قدرتمند و گیرا روبه روایم و به فوریت جذب حضور ایشان می شویم. بکارگیری دوربین روی دست و سیال با ریتمی شتابنده و مکث های سنگین و فکورانه، نشان از دنیای پرالتهاب ، نفس گیر و اندیشه ورزانه سریال دارد. یک قصه مرکزی و گیرا (سقوط هواپیما در یک جزیره استوایی ناشناخته و بازماندگان حادثه) در کنار شمار کثیری از قصص فرعی (زندگی گذشته پر ماجرای هر کدام از بازماندگان توسط فلاش بک ها و راز های شگفت جزیره) در همان دو قسمت آغازین هر بیننده ای را مجاب می کند که پیگیر ادامه سریال باشد. سبک روائیِ پست مدرنِ اپیزود راهبردی، تکلیف ما را با کلیت ساختاری سریال معین می کند. در بسیاری لحظات، بیاد فیلم­های سینمایی و تلویزیونی متعددی می افتیم. از داستان سقوط هواپیما که قصه ای تکراری است تا بازماندگان در جزیره، هیچکدام طرحی نو بنظر نمی آیند، اما در ادامه با ترکیبی متفاوت روبروییم که بسیار جذاب می نماید وبا آنچه می پنداشتیم آشنایی زدائی می کند و عنصر غافلگیری به شیوه اصلی روایت، بدل می گردد. آبرامز با دو اپیزود آغازین، شیوه روایتیِ سریال را پایه ریزی  می کند و باقی کارگردانان مجموعه، به تبعیت از الگویی که او بدست داده، کار را پیش می برند. به هنگام تماشای مجموعه، هرگزبه این مسئله فکر نمی کنیم که افراد متفاوتی سریال را کارگردانی نموده اند چرا که یکدستی مثال زدنی کار، چنین مجالی به ما نمی دهد. اگر چه که تعداد زیادی از منتقدین و مخاطبان از پایان بندی سریال در انتهای فصل ششم، راضی نگشتند و تا سال ها پس از خاتمه پخش سریال نیز در این باب سخن ها گفته شد، که علت اصلی آن، در حل نشدن بسیاری از رمز و رازهای سریال بود. سوالات بیشماری که پاسخی قطعی نیافتند و ذهن مخاطبان را با معماهای حل نشده، رها نمودند. شگرد جذاب نویسندگان، ایجاد سوال هایی فلسفی، پیچیده و غافلگیرانه بود که مخاطبان را تشنه نگاه می داشت تا برای یافتن پاسخ معماها، سریال را مصرانه پیگیری نمایند، اما وقتی با پایانی مواجه شدند که پاسخی قانع کننده برای تمامی سوال ها را در خود نداشت، واکنش ها آغاز شد. این مسئله بحدی شدت گرفت که تهیه کنندگان مولف مجموعه، مجبور شدند در نشست های متعدد رسانه ای حضور یابند و به سوالات مخاطبان پاسخ دهند.

با اینکه پایان بندی سریال ها همیشه با دشواری های زیادی همراه است اما شاید کمتر سریالی را بتوان  مانند گمشده یافت که تا سال ها پس از پایانش، همچنان مورد بحث و مناقشه باشد. همه این ها نشان می دهد که با سریالی موفق و متفاوت روبرو بوده ایم که حتی تا سال ها پس از اتمام نیز مخاطبان خویش را رها نمی کند. این مجموعه تبدیل به یک سریال کالت گشت و بازی های متعدد کامپیوتری و مجلات زیادی را در فرهنگ سرگرمی سازی آمریکا بوجود آورد. همزمان با پخش آخرین قسمت سریال از شبکه ای بی سی، این قسمت به درخواست فراوان تماشاگران مشتاق ومنتظر، بطور همزمان از شبکه اسکای وان انگلستان و شش کشور اروپایی پخش گردید. مدیران شبکه ای بی سی اعلام کردند که برای جلوگیری از ارائه قسمت نهائی بر روی شبکه جهانی اینترنت، این قسمت که مدت آن در حدود دوساعت ونیم می باشد را بطور همزمان در دو سوی آتلانتیک پخش می کنند.

سریال گمشده تا کنون جوایز بیشماری دریافت کرده است از جمله جوایز متعدد امی، بهترین سریال درام ۲۰۰۵، بهترین مجموعه آمریکایی در انگلستان ۲۰۰۵، جوایز گلدن گلوب برای برترین درام و… همان­گونه که پیشتر گفته شد، عصر طلائی مجموعه های نمایشی تلویزیونی با سریال گمشده آغاز شد وتاکنون نیز در این عصر با شکوه بسر می بریم.

 

اسماعیل فلاح پور

مرکز آموزشهای هنری و سینمایی دارالفنون

۰ پاسخ در "نگاهی بر سریال گمشده"

ارسال یک پیغام

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

X